برف
بر این دنیا که هر جایش رد پایی از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سر آغازی
مبار ای برف !
بر این دنیا که هر جایش رد پایی از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها
تو که فصل سپیدی را سر آغازی
مبار ای برف !
كودكي
از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت
خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن
و از من بخواه تا به تو بدهم با خود فکر کرد و فکر کرد
گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... و اگر........
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداری
بخواه که دیگران را کمک کنی
بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند
و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد
رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست
در نگاه و لبخند دیگران
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
ومن چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیزاز من نمی ماند
ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم
درون کلبه خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد
ومن دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه پر جوش خویش اما
کسی حال منه تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هردم با نسیمی میشودبرگی جدا از او
ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
|
سه چیز هرگز باز نمی گردد: وقت، موقعیت، گفتار سه چیز هرگز از بین نمی رود: محبت، امید، صداقت سه چیز راز خوشبختی است: كار سخت، صمیمیت، تعهد سه چیز ارزشمند ترین اند: عشق، اعتماد به نفس، دوستان پاك سه چیز زندگی را خراب می كند: الكل، غرور، عصبانیت سه چیز زندگی را تباه می كند: حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا سه چیز زندگی را می سازد: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا |